قرآن در موردى ديگر مىفرمايد :
« فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إيمانُهُمْ لَمّا رَأوا بَاْسَنَا » « 1 » ؛
همهء جباران در مواجههء با خطر و مشاهدهء عظمت و سطوت الهى ، مؤمن مىشوند ، امّا چنين ايمانى ، سودى نخواهد داشت .
ج ) ايمان هميشه با تسليم همراه است . قرآن از زبان فرعون چنين بيان مىكند :
« آمَنْتُ أَ نَّهُ لآ إِلهَ إِلّا الَّذى آمَنَتْ بِه بَنُواْ إسْرائيلَ وَأنَا مِنَ المُسْلِمينَ » « 2 » .
« مِنَ المُسْلِمِينَ » يعنى از تسليم شدگانم و سركشى و نافرمانى را كنار مىگذارم . بنابراين ، هرگاه علم و معرفت براى كسى حاصل شود ، لازمهاش اين نيست كه ايمان نيز تحقّق يابد ، بلكه ممكن است كسى داراى معرفت باشد ، امّا نسبت به متعلّق معرفت خود مؤمن نباشد ؛ چنانكه قرآن از باطن فرعون و پيروانش خبر مىدهد :
« وَجَحَدُوْا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ المُفْسِدينَ » « 3 » ؛
آنها [ معجزات و دلايل موسى را ] از روى ستم و برترى جويى انكار كردند ، در حالى كه باطنشان [ با كاملترين صورت ] به آن يقين داشت ، پس بنگر سرنوشت مفسدان چگونه است .
همچنين قرآن از زبان موسى عليه السلام دربارهء علم و يقين فرعون به نبوّت وى مىگويد :
« قالَ لَقَدْ عَلِمْتَ ما أنْزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمواتِ وَالأرْضِ
هامش
( 1 ) . مؤمن ( 40 ) آيهء 85
( 2 ) . « ايمان آوردم كه خدايى جز خدايى كه بنىاسرائيل به او ايمان آورده است ، وجود ندارد و من از تسليم شدگانم »
( 3 ) . نمل ( 27 ) آيهء 14