سپاس گزارى و ثنا بوده و در اين فراز مسئوليت در برابر نعمتها را بيان مىفرمايد .
روح كلام و جان سخن در اين فراز ، نماياندن ملازمهء ميان هر موهبت و امتياز ، و مسئوليت در قبال آن است . اين قاعده ، تكوينى است . به اين معنا كه در نظام خلقت ، اين حقيقت كاملًا هويداست . از باب نمونه در جمادات اگر سنگى از امتياز صلابت و سختى و استحكام و در عين حال از خود تراش بودن برخوردار است به همان اندازه مسئوليت حفظ ساختمان به عهدهء آن گذاشته مىشود . چنانچه به اين امتياز ، شفافى و خوش رنگى اضافه شد مسئوليت حفظ ديوارها و جلوه گرى آن را بايد داشته باشد . در جهان روييدنىها نيز اينگونه است . درخت گردو امتياز استحكام را دارد ، از آن استفاده كرده مسئوليتها به عهدهاش نهاده مىشود و از آن در و پنجره و ساير احتياجات زندگى را مىسازند .
در جهان حيوانات نيز مىبينيم اسبى كه از امتياز تيزرَوى و چالاكى برخوردار است ، مسئوليت شركت در جنگها را دارد .
تشريع هم با تكوين هماهنگ است . جمادات و روييدنىها كه از نعمت اختيار بهرهمند نيستند در جهان تكوين مسئوليتها را به عهده گرفته به اندازهء امتياز ، متعهد مىباشند . حال چگونه مىشود انسانى كه تاجدارِ « وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِىآدَمَ . . . » « 1 » مىباشد در برابر اين نعمت مسئوليت نداشته باشد ؟
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 70 . .