انداختند . آنچه گرفتهام به اتفاق و تصميم آنان گرفتهام ، بدون هيچ زور و استبداد و خودپرستى . و آنان به اين امر گواه هستند .
توضيح مفردات
صادفاً : از « صدف » ، اعراضكننده .
يقفو : از « قفو » ، پيروىكردن .
سُوَر : جمع « سوره » ، هر جاى مرتفع . « سور مدينه » از همين لفظ است ، به سورهء قرآن ، « سوره » گفته مىشود چون ابتداى سورهء قرآن به منزلهء جايگاه مرتفعى است كه از سورهء قبلى مشخص مىشود .
افتجمعون : آيا تصميم گرفتهايد ؟
اعتلال : بهانه جويى و علت تراشيدن .
زور : دروغ .
بُغِيَ : طلب مىشده .
غوائل : جمع « غائله » ، فساد و شر و تبه كارى .
ناطقاً فصلًا : گويندهء قاطع در مباحثه و مخاصمه .
وَزَّع : از « توزيع » ، تقسيم كرد .
اقساط : جمع « قِسط » ، حصه و نصيب .
فرائض : جمع « فريضه » ، سهم ميراثى كه در قرآن كريم معين شده .
ازاح : از « ازاحة » ، بر طرف ساختن ، دوركردن .
تَظَنّي : گمان بردن .
غابرين : جمع « غابر » ، گذشته و باقى مانده و آيندگان . در اين جا به