گذاشت ، براى پدر و مادر و خويشاوندان نزديك بهطور شايسته وصيت كند ، اين بر همهء پرهيزكاران حق است . و شما چنين مىپنداريد كه مرا بهرهاى و ارثى از پدرم نيست ؟ آيا خداوند بر شما آيهاى نازل كرده و در آن پدرم را خارج ساخته ؟ يا مىگوييد : من و پدرم پيرو دو مذهب جداگانهاى هستيم و پيروان دو مذهب ارث نمىبرند ؟ آيا من و پدرم اهل يك دين نيستيم ؟ آيا شما به خاص قرآن و عامش از پدر و پسرعمويم داناتر هستيد ؟
پس بگير ارث مرا [ يا خلافت را ] كه همچون مركبِ آماده و مهار شده ، آمادهء بهرهبردارى است . اما بدان ! در روز حشر با تو روبهرو خواهد شد . در دادگاهى شايسته و به سرپرستى محمد صلى الله عليه و آله و به هنگام قيامت ، كه داور آن خداست و در آن روز است كه باطلگرايان در زيان خواهند بود ، و آنوقت پشيمانى سودى ندارد . براى هر خبرى قرارگاهى است و به زودى مىدانيد كه چه كسى دچار عذاب خواركننده و عذابى جاويدان خواهد شد .
توضيح مفردات
ابوقُحافه : پدر ابوبكر ، كه اسمش عثمان بن عامر بود .
فَريّاً : بر وزن « غَنياً » ، تهمت بزرگ و عجيب .
حُظْوة : محبوبيت و منزلت . « حظى » بر وزن فَعيل ، ارجمند و منزلتدار .
فدونكها : اسم فعل به معناى امر ، بگير مركب و شتر خلافت را .
مَخْطُومةً : مهارشده ، خَطَمتُ الْبعير ؛ مهار را بر دماغ شتر زدم .
مَرْحُولةً : افسار زده و جُل شده ( آماده ) .
حَكَم : داور ، حاكم .