خوبى روشن مىشود كه يك حزب سياسى نيرومند در حال فعاليت سرّى بوده و اين صحنههاى تاريخ ، از توطئهء قبلى پرده بر مىدارد .
فعاليت آشكار
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روز دوشنبه نزديك ظهر رحلت نمود . در اين هنگام ابوبكر بيرون مدينه در جُرْف « 1 » و عمر در مدينه بود . « 2 » عمر و مغيرة بن شعبه آمدند روى رسول اكرم صلى الله عليه و آله را پس زدند . عمر گفت : عجبا ! از هوش رفته .
مغيره گفت : سوگند به خدا ! پيامبر وفات كرده . عمر گفت : تو دروغ مىگويى . پيامبر نمرده . با اين گفتار مىخواهى فتنه برانگيزى . مگر پيامبر تا منافقان را ريشهكن نساخته مىميرد . آنگاه عمر به شدت تهديد نمود و گفت : هر كس بگويد پيامبر مرده است ، دمار از روزگارش درخواهم آورد .
ابن امّ مكتوم ، مؤذن نابيناى پيامبر اين آيه را خواند :
« وَما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ » ؛ « 3 »
محمد جز پيامبر نيست . قبل از وى پيامبرانى درگذشتهاند . اگر او بميرد و يا كشته شود ، شما به گذشتههاى خود برمىگرديد .
عباس ، عموى پيامبر براى عمر استدلال كرد كه پيامبر مرده . اما با اين
هامش
( 1 ) . موضعٌ على ثلاثةِ أميال من المدينةِ نحوَ الشامِ و بِهِ كانتْ أموال لعمر بن الخطّابِ و لأهِل المدينة ( معجم البلدان ) . .
( 2 ) . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 56 . .
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 144 . .