در عرض مدت كمى ، از چنين اوضاع فلاكت بارى رهايى يافته و به جايى رسيدند كه مهيار ديلمى آن را چنين خلاصه مىكند :
ما بَرِحَتْ مُظْلمَةً دُنْياكُمْ * حَتّى أَضاءَت كَوكَبٌ في هاشمٍ . . .
- اى عرب ! دنياى شما همواره تاريك و وحشتناك بود ؛ تا اين كه ستارهء درخشانى از طايفهء هاشم درخشيد .
- به بركت تعليمهاى حياتبخش او بود كه در جهان ، قد علم كرديد . در حالى كه پيش از آن بسيار گمنام بوده و به سان رازى بوديد كه در سينهء رازدار پنهانمىشود .
- به جايى رسيديد كه همان دستهء پراكنده و دور از تمدن و معنويت كه به قدرتهاى اطراف مىگفتيد : با ما با مسالمت رفتار كنيد ، گفتيد : آيا توان مقاومت در برابر ما را داريد ؟
خدمتهاى مولاى متقيان عليه السلام
متن : كلّما أَوقَدوا ناراً لِلحربِ أَطَفَاها اللّهُ ، أَو نَجمَ قَرنٌ للشيطانِ أَو فَغَرَتْ فاغِرةٌ مِنَ المشركينَ قَذَفَ أَخاه في لَهَواتِها ، فَلا ينكَفئُ حتى يَطأ صِماخها بِأَخمُصِه و يُخمِدُ لهبَها بَسيفهِ .
شرح : اين قسمت ، شرح فشردهاى از فداكارى مولاى متقيان عليه السلام و هميشه در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله بودن وى و كفايت در جنگهاى هولناك به دست خيبرگشاى وى مىباشد . و همچنين ، شرحى از سازش و كنارهگيرى زمامداران اسلام و دست به عصا حركتكردن آنان مىباشد .
دلسوزى و مراقبت براى دين و نگهدارى آن ، چنان گوهرگران بهايى