تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 905

مساهمون:

ص٩٠٥

احمد بن اسحاق روايت كرد ، همانگونه كه من نقل نمودم . » ( 1 ) غيبت شيخ طوسى / 151 روايت مي‌كند : « احمد بن اسحاق از امام‌عسكري ( عليه السلام ) در مورد صاحب اين امر سؤال كرد و ايشان با دست اشاره كردند ، يعنى او زنده است و گردنى درشت دارد . » كمال الدين 2 / 433 : « احمد بن حسن بن اسحاق قمى گويد : هنگامى كه جانشين صالح به دنيا آمد ، نامه‌اى از امام‌عسكري ( عليه السلام ) به جدّم احمد بن اسحاق رسيد . در آن با دست خطّ امام ( عليه السلام ) كه توقيعات با همان خط به احمد مي‌رسيد آمده بود : براى ما فرزندى به دنيا آمده است ، اين [ خبر ] نزد تو بماند و از تمامى مردم پوشيده باشد ، زيرا تنها نزديكترين خويشاوند را به جهت قرابت ، و ولى را به جهت ولايتش از آن آگاه ساخته‌ايم . دوست داشتيم تو را از آن بياگاهانيم تا خداوند تو را بدان مسرور كند ، هم چنان كه ما را بدان شادمان نمود ، و السلام . » كافى 1 / 328 از عمرو اهوازي : « ابو محمد ( عليه السلام ) پسرش را به من نشان داد و فرمود : اين صاحب شما پس از من است . » همان از محمد بن على بن بلال نقل مي‌كند : « دو سال پيش از آنكه ابو محمد ( عليه السلام ) از دنيا رود ، از سوى ايشان نامه‌اى برايم آمد و مرا از جانشين خود خبر داد ، و سه روز قبل از آنكه از دنيا رود نيز نامه‌اى رسيد و از جانشين خبر داد . » همان از ابو هاشم جعفرى نقل مي‌كند : « به امام‌عسكري ( عليه السلام ) گفتم : جلالت شما مانع مي‌شود سؤال بپرسم ، آيا اجازه مي‌دهيد ؟ فرمودند : بپرس ، عرض كردم : آقاى من ! آيا فرزندى داريد ؟ فرمودند : آري ، گفتم : اگر حادثه‌اى براى شما رخ داد كجا سراغ او را بگيرم ؟ فرمودند : در مدينه . » كمال الدين 2 / 407 و 436 از يعقوب بن منقوش : « حضور ابو محمد حسن بن علي ( عليه السلام ) رسيدم ، ايشان بر سكويى كه در خانه بود نشسته بودند . سمت راست ايشان اتاقى بود كه بر آن پرده‌اى آويخته قرار داشت . عرضه داشتم : آقاى من ! صاحب اين امر كيست ؟ فرمودند : پرده را بالا بزن ، من نيز چنين كردم و پسرى كه پنج وجب داشت و ده يا هشت ساله و يا

هامش
( 1 ) . الخرائج و الجرائح 3 / 1174 ، اعلام الورى / 412 و اثبات الهداة 1 / 113 و 3 / 479