روايتِ : مهدى از كرعه و يمانى از يكلا خارج ميشوند
گنجى شافعى در البيان / 510 از عبد الله بن عمر روايت ميكند : « رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : مهدى از منطقهاى در يمن كه كرعه گفته ميشود خروج ميكند . وى ميافزايد : اين حديث حسن ، و به گونهاى نيكو به دست ما رسيده است . ابو الشيخ اصفهانى در عوالى آن را - همانسان كه نقل كرديم - آورده و ابو نعيم نيز در مناقب المهدى ذكر كرده است . » ( 1 ) كفاية الاثر / 147 به سه طريق از اصبغ بن نباته ، شريح بن هانى بن شريح و عبدالرحمن بن ابى ليلى از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نقل ميكند : « نزد پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در خانهى ام سلمه بودم كه جماعتى از اصحاب ايشان ، از جمله سلمان ، ابوذر ، مقداد و عبدالرحمن بن عوف آمدند ، سلمان گفت : يا رسول الله ! هر پيامبرى وصى و دو سبط دارد ، وصى و دو سبط شما كيانند ؟ ايشان مدتى سر به زير انداختند ، بعد فرمودند . . . پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در ادامه امامان از اهلبيت خود را معرفى كرده فرمودند : آنگاه آن مقدار كه خدا بخواهد ، امامشان از آنان غائب ميشود . براى او دو غيبت خواهد بود ، كه يكى طولانيتر از ديگرى است . پس به ما رو كردند و با صدايى بلند فرمودند : بر حذر باشيد از زمانى كه پنجمين فرزند از فرزندان هفتمين فرزند من مفقود شود ! حضرت علي ( عليه السلام ) ميفرمايد : عرض كردم : اى رسولخدا ! حال او در زمان غيبت ، چگونه است ؟ فرمود : صبر ميكند تا آنكه خدا به او اجازهى خروج بدهد . آنگاه از منطقهاى به نام اكرعه در يمن خروج ميكند ، و اين در حالى است كه ابرى بر سرش سايه انداخته ، زره مرا پوشيده و شمشيرم ذوالفقار را حمايل كرده است و منادى ندا ميكند : اين مهدى خليفهى خداست ، از او پيروى كنيد . او زمين را پر از عدل و داد ميكند ، آن گونه كه از ستم و بيداد پر شده است . اين زمانى خواهد بود كه دنيا گرفتار فتنه و آشوب شده مردم به غارت يكديگر ميپردازند . نه بزرگ به كوچك رحم ميكند و نه قوى بر ضعيف ، در اين هنگام است كه خدا به او اجازهى قيام ميدهد . »