پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : مهدى از عترت من است ، ولى آن را به امت تغيير دادند !
در حديثى كه نزد سنيان صحيح است و حافظ ابن منادى در الملاحم / 41 آورده است چنين آمده : « عبدالرزاق بن همام گويد : از سعيد بن مسيّب پرسيدم : آيا مهدى حق است ؟ گفت : حق است ، گفتم : از كدام قبيله است ؟ گفت : از قريش ، پرسيدم : از كدام تيره ؟ پاسخ داد : بنى هاشم ، سؤال كردم : از كدام بنى هاشم ؟ گفت : از بنى عبدالمطلب ، پرسيدم : از كدام فرزندان عبدالمطلب ؟ جواب داد : از فرزندان فاطمه ، گفتم : از كدام فرزندان فاطمه ؟ جواب داد : همين اندازه برايت كافى است . » ( 1 ) علت كتمان حديث توسط ابن مسيّب اين بود كه از نظر حكومت ، مدح و ستايش اهلبيت ( عليهم السلام ) جرم محسوب ميشد و همين موجب هراس وى شده بود . علت ديگر اينكه هويت امام مهدي ( عليه السلام ) در برخى روايات سنيان مبهم است آن است كه بعضى راويان براى فرار از خشم خليفه عبارت « عترت من » را به « امت من » تغيير دادند ! صحيح ابن حبان 8 / 11 و مسند ابى يعلى 2 / 291 از عبداللهبنعمر از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نقل ميكنند : « مردى از امتم خروج ميكند كه نامش شبيه نام من و اخلاقش همچون اخلاق من است . او زمين را پر از عدل و داد ميكند ، چنانكه از ستم و بيداد آكنده شده است . » المعجم الكبير 10 / 168 از ابن عمر از آن حضرت : « اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد ، خدا مردى از امتم را برميانگيزد كه نامش شبيه نام من است . » سنن الدانى / 100 نيز مشابه آن را از ابو سعيد خدرى آورده است و . . . لذا ميبايست در اين احاديث عترت را جايگزين امت نمود . اين تحريف ، گاه از عبداللهبنعمر مشاهده ميشود ، گاه عبداللهبنعمرو عاص و برخى اوقات به عبدالله بن مسعود نسبت داده ميشود . حتى گاهى به ابو سعيد خدرى - كه جرأت و شهامتش معروف است به نحوى كه حاضر به بيعت با يزيد نشد و لذا جلّادان او در واقعه حرّه ريشهاى او