ميگزارد ، از فرزندان توست . » ( 1 ) گنجى شافعى در البيان / 501 از ابو هارون عبدى چنين نقل ميكند : « نزد ابو سعيد خدرى رفتم و پرسيدم : آيا در جنگ بدر حضور داشتي ؟ گفت : آري ، پرسيدم : آيا از آنچه از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) دربارهى على و فضل او شنيدي ، برايم نميگويي ؟ گفت : آري ، برايت ميگويم . رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) بيمار شدند . وقتى كه مقدارى بهبودى يافتند ، فاطمه براى عيادت ايشان آمد . من هم سمت راست پيامبر نشسته بودم . . . مهدى امت كه عيسى پشت سرش نماز ميخواند ، از ماست . آنگاه بر شانهى حسين زد و فرمود : مهدى امت از نسل اين فرزند است . دار قطني ، صاحب الجرح والتعديل چنين آورده است . » در منابع شيعي ، امالى شيخ طوسى 1 / 154 از ابو ايوب انصارى آن را نقل ميكند . كمال الدين 1 / 262 از سلمان نقل ميكند : « در آن بيمارى رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) كه منجر به فوت ايشان شد ، نزد آن حضرت نشسته بودم كه فاطمه ( عليها السلام ) وارد شد . . . نخستين وصى پس از من برادرم على است ، آنگاه حسن و سپس حسين و بعد از او نه نفر از فرزندان حسين كه در درجهى من هستند . . . دخترم ! ما اهلبيتى هستيم كه خداى عزوجل شش خصلت به ما عطا فرموده است كه به احدى غير از ما نداده است . . . » مقاتل الطالبين 1 / 97 از وليد بن محمد موقرى آورده است : « همراه ابن شهاب زهرى در منطقهى رصافه ( 2 ) بودم كه بانگ طبلزنان را شنيديم . او به من گفت : وليد ! ببين چه خبر است ؟ از پنجره به پايين نگاه كردم و گفتم : سر زيد بن على است ! ابن شهاب درست نشست و گفت : افراد اين خاندان را شتاب و عجله هلاك نمود . پرسيدم : مگر اينان هم حكومت خواهند كرد ؟ گفت : على بن حسين از پدرش از فاطمه روايت كرد كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) به او فرمود : مهدى از فرزندان توست . » ( 3 ) در دلائل الامامه / 234 از وليد بن محمد موقرى چنين روايت ميكند : « نيم روز در رصافه بر در
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٢٠٨
هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به الروض الدانى 1 / 75
( 2 ) . شايد مقصود رصافهى كوفه باشد .
( 3 ) . و نيز تهذيب ابن عساكر 6 / 26