دارد ، نمىتواند با دختر او ازدواج كند ؛ امّا اگر طلاق دهد يا زن فوت كند ، مىتواند با دختر او ازدواج نمايد . 3
1 . تذكرة الفقهاء ( ق ) 2 / 630 ؛ جواهر الكلام 29 / 349 ؛ مستمسك العروة 14 / 187 - 188 * 2 . جواهر الكلام 29 / 349 * 3 . 350 .
ربيثا
رَبيثا : نوعى ماهى .
ربيثا نوعى ماهى كوچك داراى پولكهاى ظريف است و در مناطق گرمسيرى آن را ماهى اشته خوانند . 1
عنوان ياد شده به مناسبت در باب اطعمه و اشربه به كار رفته است .
ماهى پولك دار حلال است ، هرچند پولكهاى آن ظريف باشد ، مانند ربيثا . 2
1 . لغت نامهء دهخدا * 2 . جواهرالكلام 36 / 250 - 251 .
ربيع الأوّل ؛ ماه
ربيع الاوّل ؛ ماه : از ماههاى قمرى .
از آن به مناسبت در باب طهارت و صوم سخن گفتهاند .
روزه گرفتن در روز ولادت پيامبر گرامى اسلام صلّى اللَّه عليه و آله كه بنابر مشهور هفدهم ربيع الأوّل مىباشد ، مستحب است ؛ 1 چنان كه صدقه دادن و زيارت مشاهد مشرّفه ( - - - ) مشاهد مشرّفه ) در اين روز مستحب مىباشد . 2
بنابر تصريح برخى ، غسل كردن در روز نهم ربيع الأوّل مستحب است . 3
1 . جواهر الكلام 17 / 98 * 2 . مصباح المتهجد / 791 * 3 . جواهر الكلام 5 / 43 - 44 .
رتق
رَتَق : بسته بودن راه آميزش . 1
رتق در لغت و نيز نزد مشهور فقها عبارت است از بسته بودن فرج زن ، به گونهاى كه آميزش با او براى مرد امكان پذير نباشد . برخى ، رتق را به گوشت زايدى كه در فرج مىرويد و مانع آميزش مىشود ، معنا كردهاند ، كه در اين صورت از نظر معنا مرادف عَفَل ( - - - ) عفل ) و قَرَن ( - - - ) قَرَن ) خواهد بود . 2 به زن داراى چنين عارضهاى « رَتْقاء » گويند . از آن در باب نكاح سخن گفتهاند .
بنابر قول مشهور ، از عيوب مجوّز