راهب
راهب : پارساى مسيحى .
به عابد و زاهد مسيحى كه با ترك لذتهاى دنيايى ، به رياضت نفس و عبادت خدا روى آورده « راهب » گويند . از احكام آن در باب جهاد سخن گفتهاند .
راهب حربى اى ( - - - ) اهل حرب ) كه توان جنگيدن دارد يا در صورت نداشتن توان جسمانى با نيروى فكر و انديشهء خود به دشمن مدد مىرساند ، كشته مىشود ؛ خواه در عرصهء نبرد حضور داشته باشد يا نداشته باشد . امّا راهب فاقد دو ويژگى ياد شده ، كشته نمىشود . 1 از برخى قدما نقل شده كه راهبى كه خود را جهت عبادت در دير يا جاى ديگر محبوس كرده ، كشته نمىشود ، مگر آنكه مسلمانى را كشته باشد يا توان جنگيدن داشته باشد و با نكشتن او بيم چيرگى دشمن و شكست مسلمانان برود . 2 از راهبانى كه متعهد به شرايط پيمان ذمّهاند ، جزيه ( - - - ) جزيه ) گرفته مىشود 3 ( - - - ) اهل ذمّه ) . برخى قدما گفتهاند : از كسانى كه در جنگ كشته نمىشوند ، جزيه نيز گرفته نمىشود ؛ از اين رو ، بنابر قول به عدم جواز قتل راهبان يا در موارد عدم جواز آن - كه بدان اشاره رفت - از آنان جزيه دريافت نمىگردد . 4
( - - - ) رهبانيت )
1 . المبسوط 2 / 12 ؛ تذكرة الفقهاء 9 / 66 - 67 ؛ جواهر الكلام 21 / 76 * 2 . مختلف الشيعة 4 / 392 * 3 . جواهر الكلام 21 / 239 * 4 . مختلف الشيعة 4 / 440 .
راه رفتن
راه رفتن : پيمودن مسيرى / پياده پيمودنمسيرى ( - - - ) پياده ) .
راه رفتن دو اطلاق دارد : يكى پيمودن راهى ، قطع نظر از چگونگى آن به صورت پياده يا سواره و ديگرى ، قدم زدن و پياده روى ؛ مقابل سواره پيمودن آن . مراد از راه رفتن در اين مقاله ، معناى نخست است كه از آن در بابهاى طهارت ، صلات و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند .
در تشييع جنازه ، پيشاپيش جنازه حركت كردن كراهت دارد و مستحب است تشييع كننده پشت سر يا در يكى از دو طرف جنازه حركت كند . 1