صرف فرود آمدن كبوتر در برج ، بدون گرفتن آن ، محلّ بحث است . « 1 »
صرف آمدن كبوترى كه مالك دارد از برج صاحبش به برج شخصى ديگر موجب انتقال مالكيت به فرد دوم نمىشود ؛ از اينرو ، وى نمىتواند آن را به ملك خود درآورد . « 2 »
برج به معناى دوم به هريك از دوازده بخش فرضى مسير ظاهرى خورشيد بين ستارگان ( دايرة البروج ) اطلاق شده كه هر برج به نام صورت فلكى محاذى آن خوانده مىشود .
توالى برجها از نقطهء اعتدال بهارى در جهت مشرق در منطقة البروج به ترتيب زير است : حمل ، ثور و جوزا ، بروج ربيعيّه ( برجهاى بهارى ) ؛ سرطان ، اسد و سنبله ، بروج صيفيّه ( برجهاى تابستانى ) ؛ ميزان ، عقرب و قوس ، بروج خريفيّه ( برجهاى پاييزى ) و جدى ، دلو و حوت ، بروج شتويّه ( برجهاى زمستانى ) . از آن به مناسبت در باب تجارت و نكاح ياد شده است .
مسافرت « 3 » و نيز عقد زناشويى « 4 » در شب و روزى كه ماه در برج عقرب قرار دارد مكروه است ( - - ) قمر در عقرب ) .
برد عدنى
برد عدنى : نوعى پارچه ، تهيّه شده در عدن .
عدن از شهرهاى عربستان است كه بر ساحل درياى هند از جانب يمن واقع است .
عنوان ياد شده در باب صلات آمده است .
مستحب است خطيب جمعه ردايى از برد يمانى ( - - ) برد يمانى ) يا عدنى بپوشد . « 1 »
بردگى
بردگى : غلامى و كنيزى .
بردگى ، صفت برده و برده عبارت است از انسان مملوك . به مالك برده « مولا » ، به مرد برده « غلام » ، « وصيف » و « خادم » و به زن برده « امه » ، « خادمه » ، « وصيفه » و « جاريه » و در زبان فارسى « كنيز » گفته مىشود . برخى واژهها همچون « مملوك » ،
هامش
( 1 ) . المبسوط 6 / 275 ؛ مسالك الافهام 11 / 522 ؛ مجمع المسائل 2 / 342
( 2 ) . المبسوط 6 / 275 ؛ شرائع الإسلام 4 / 747
( 3 ) . مستند الشيعة 13 / 344
( 4 ) . جامع المقاصد 12 / 15 .
1 . تحرير الوسيلة 1 / 236 ؛ الحدائق الناضرة 10 / 111 .