سپردهگذارى بيشتر از طريق قرعهكشى به مشتريان خود مىدهند در صورتى كه سپردهگذارى از سوى صاحبان سپرده در ضمن عقد يا مانند آن مشروط به قرعهكشى نشده باشد ، بىاشكال است ؛ ولى با شرط ، جايز نيست . « 14 »
اشتغال در بانك : عمليات بانكى اگر حرام باشد ، مانند عمليات مربوط به معاملات ربوى ، اشتغال در آن بخش جايز نيست و عامل ، مستحقّ اجرت نخواهد بود امّا اگر عمليات ، حلال و غير ربوى باشد اشتغال در آن ، جايز و دريافت اجرت ، حلال خواهد بود . « 15 »
باه
باه : آميزش ( - - ) آميزش ) / ازدواج ( - - ) ازدواج ) .
باير
باير : زمين خراب و غير آباد .
باير در مقابل « داير » به زمين غير آباد اطلاق مىگردد ؛ خواه سابقهء ملكيّت نداشته و در اصل موات باشد يا مسبوق به ملكيّت باشد ولى در حال حاضر خراب و رها شده است كه از آن به « موات بالعرض » تعبير مىشود .
در كلمات برخى ، عنوان باير بر غير زمين - همچون قنات ، مسجد و حمام - كه متروك و ويران گشته نيز اطلاق شده است .
( - - ) احياء موات ) ( - - ) زمين موات )
بايع
بايع : فروشنده ( - - ) بيع ) .
به اين ؛ طلاق
- طلاق به اين
بئر العين
بئر العين : چاه اصلى قنات ( - - ) قنات ) .
هامش
( 14 ) . 414 ؛ منهاج الصالحين ( سيستانى ) 1 / 441 ؛ تحرير الوسيلة 2 / 617
( 15 ) . منهاج الصالحين ( خوئى ) 1 / 149 ؛ منهاج الصالحين ( سيستانى ) 1 / 447 - 448 .