مگر مواردى كه به سبب اختلاف طبيعت زندگى باديه نشينى با شهرنشينى و مانند آن از اين قاعده استثنا شده است كه در ذيل به مواردى از آن اشاره مىشود .
صلات : در كراهت يا حرمت پيشنماز شدن بدوى براى حضرى اختلاف است .
قول نخست ، مشهور ميان متأخّران است . « 1 » بر باديهنشينى كه براى تأمين آب و علف دام خويش پيوسته در حال جابهجايى است حكم مسافر جارى نمىشود ؛ بلكه نمازش تمام و روزهاش صحيح است مگر آنكه براى منظورى ديگر همچون زيارت ، تجارت و حج سفر كند كه با تحقّق عنوان سفر شرعى ، حكم مسافر را پيدا مىكند « 2 » ( - - ) مسافر ) .
جهاد : بنابر قول مشهور باديه نشينان هرچند در جنگ شركت كنند از غنيمت ( - - ) غنيمت ) سهمى ندارند . تنها مقدار اندكى از غنيمت به عنوان رضخ ( - - ) رضخ ) به آنان داده مىشود .
مراد از باديهنشينان ، خصوص افرادى هستند كه اسلام آورده ، ليكن هنوز در اسلام ، استوار و ثابتقدم نگشتهاند و بر ترك مهاجرت و باقىماندن در باديه در قبال عدم سهمخواهى از غنيمت مصالحه كردهاند . « 3 »
وكالت : مشهور فقها وكالت حضرى براى باديهنشين - بلكه هر فرد غريبى - را جهت فروش كالاهاى وى كه به شهر يا روستا آورده است ، مكروه دانستهاند .
قول مقابل آن ، حرمت است . « 4 »
نكاح : بنابر نظر برخى نگاه كردن به آن مقدار از مو يا بدن زنان باديهنشين كه بهطور متعارف و رايج نمىپوشانند ، بدون شهوت جايز است « 5 » ( - - ) نگاه ) . ازدواج زن حضرى با مرد اعرابى مكروه است . « 6 »
شهادات : شهادت باديهنشين عليه حضرى با وجود شرايط بنابر مشهور ، پذيرفته است . ابن جنيد قائل به عدم پذيرش آن شده مگر آنكه مورد شهادت در باديه رخ داده و حضرى در آنجا وجود نداشته باشد يا مورد ، قتلى باشد كه حضرى حضور نداشته است . « 7 »
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام 13 / 387 ؛ الروضة البهية 1 / 804 - 805
( 2 ) . جواهر الكلام 14 / 268 - 270 ؛ مستمسك العروة 8 / 69
( 3 ) . جواهر الكلام 21 / 217 - 218
( 4 ) . 22 / 461
( 5 ) . العروة الوثقى 2 / 802
( 6 ) . 799
( 7 ) . مختلف الشيعة 8 / 530 ؛ فتاوى ابن الجنيد / 333 .