پدربزرگ
- - ) جدّ
پدرزن
پدرزن : پدر زوجه .
از آن در باب نكاح نام برده شده است .
همسر پدرزن اگر مادر زوجهء انسان نباشد بر او محرم نيست و زوج مىتواند در فرض طلاق او يا فوت پدرزن با وى ازدواج كند . « 1 »
اگر در عقد ازدواج براى زوجه مالى به عنوان مهر ذكر شود و در همان عقد براى پدر او يا كسى ديگر مالى معيّن - بجز مهر - ذكر گردد ، آنچه مهر قرار داده شده ، صحيح و لازم الوفا و آنچه براى پدرزن يا كسى ديگر تعيين شده باطل است . « 2 » همچنين بنابر قول مشهور اگر چيز معيّنى از مهر در عقد براى پدرزن شرط شود . « 3 »
پدرشوهر
پدرشوهر : پدر زوج .
از آن در باب نكاح سخن رفته است .
پدرشوهر از محارم سببى است كه به سبب ازدواج پسرش با زنى - چه دائم يا موقّت - با آن زن محرم و ازدواج با او بر وى حرام مىشود . در اين حكم تفاوتى ميان پدر رضاعى شوهر و پدر نسبى او نمىباشد « 1 » ( - - ) محارم ) .
پر
پر : تن پوش پرندگان .
به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات ، و حج آمده است .
طهارت : اعضاى بىروح مردار مانند پر ، پاك است ، هرچند در صورت كندن
هامش
( 1 ) . مجمع المسائل 2 / 221
( 2 ) . جواهر الكلام 31 / 27 - 28 ؛ مهذب الاحكام 25 / 155
( 3 ) . مسالك الافهام 8 / 178 ؛ جواهر الكلام 31 / 29 .
1 . جواهر الكلام 29 / 350 ؛ مستمسك العروة 14 / 178 - 179 .