سلطهء بيگانه و مستقلّ بودن در اراده و تصميمگيرى در عرصههاى گوناگون اجتماعى اعم از فرهنگى ، سياسى ، اقتصادى و مانند آن است . از اين رو ، آزادى و استقلال ملازم يكديگرند ؛ يعنى نبود استقلال ، نبود آزادى و نبود آزادى ، نبود استقلال را به همراه دارد . اين عنوان در مسائل مستحدثه فقهى مورد بحث قرار گرفته است .
اصل حريّت : از اصول و قواعد معروف فقهى ، اصل حريّت ( - - ) اصل حريّت ) و آزاد بودن انسانها در برابر يكديگر است ؛ يعنى هيچ انسانى از پيش خود بر ديگرى ولايت و سلطنت ندارد .
امير المؤمنين عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : بندهء ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد قرار داده است . « 1 »
همان گونه كه اصل در انسانها نسبت به يكديگر ، حريّت است ، نسبت به خداوند متعال ، عبوديّت و بندگى است . قرآن كريم در اين باره مىفرمايد :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 2 » ( جن و انس را جز براى آن كه مرا بپرستند ، نيافريدهام ) از اين رو ، اطاعت از كسانى كه خداوند انسان را به اطاعت از آنان فرمان داده است - مانند رسول او و صاحبان امر كه در آيهء
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 3 » امر به اطاعت از ايشان كرده - واجب است .
حدود آزادى : آزادى از حقوقى نيست كه در ابتدا بتوان به ديگرى داد يا از وى ستاند ، جز در موارد خاصّى مانند به بردگى گرفتن اسيران جنگى با شرايط خاص و يا آزاد كردن برده از سوى مولا .
تحقّق آزادى انسانها ، نيازمند چارچوب و ضوابطى است كه از افراط و تفريط جلوگيرى كند و گرنه ، به هرج و مرج و استبداد و ديكتاتورى و در نتيجه سلب آزادى افراد منجرّ مىشود .
اسلام با تشريع امر به معروف و نهى از منكر ( - - ) امر به معروف و نهى از منكر ) و تحت عناوين « معروف » و « منكر » چارچوب آزادى را تعيين نموده است ؛ يعنى انسانها در حكومت و نظام اسلامى ، تنها ؛ در چارچوب « معروف » مىتوانند در زمينههاى مختلف فرهنگى ، اقتصادى و سياسى فعّاليّت كنند و بايد از
هامش
( 1 ) نهج البلاغه / نامه 31 .
( 2 ) ذاريات / 56 .
( 3 ) نساء / 59 .