چه مىرسيد ندانم ز جور وكينه به خلق
چه مىگذشت ندانم ز مردم از بيداد
سمى ساقى كوثر محيط فضل وهنر
أمير كشور دانش خديو پاك نژاد
نديده چشم فلك چون تو در جهان فرزند
اى آنكه همچو توئى مادر زمانه نژاد
مدار خاطر خود را ز غم غمين كه تو را
مدام كار به كأم است بخت در امداد
به روزگار همان در هنر نيامده است
كسى كه با تو تواند نمايد استبداد
به دوش غاشيه عجز مىكشد خصمت
در آورى چه به جولان سمند استعداد
شرح دعاء ندبه ( فارسي ) — صفحه 101
پدیدآورندگان: السيد صدر الدين الطباطبائي
ص۱۰۱