روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله سپاهى را به فرماندهى على بن ابى طالب عليهما السلام به منطقهاى گسيل داشت ، على به اين مأموريت رفت و كنيزى را براى خود برگرفت ، افراد سپاه اين كار على را نپسنديدند و از همين رو چهار تن از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله هم پيمان شدند كه هر گاه به ملاقات رسول خدا بروند ايشان را از اقدام على آگاه كنند .
مسلمانان پس از پايان همه سفرهاى خود ، يكسره نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مىرفتند ، به ايشان سلام مىكردند و آن گاه به سوى بار و بنه خود بازمىگشتند . هنگامى كه افراد سپاه به نزد پيامبر آمدند ، يكى از آن چهار نفر برخاست و گفت : اى رسول خدا ! نديديد كه على بن ابى طالب چنين و چنان كرده است ؟
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله روى خود را برگرداند .
آن گاه دومى برخاست و سخنان اوّلى را تكرار كرد .
اما رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از او روى خود را برگرداند .
آن گاه سومى برخاست و سخنان دومى را تكرار كرد .
اما رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله باز هم روى خود را برگرداند .
آن گاه چهارمى برخاست و سخنان آن سه تن را تكرار كرد .
داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على 'ع'" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى) " — صفحة 51
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٥١