و خالد بن وليد را به يمن گسيل داشت و هر كدام را به فرماندهى سپاهى منصوب كرد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله هر دو را فراخواند و فرمود :
إذا اجتمعتما فعليكم علي ؛
اگر به هم رسيديد على فرماندهى هر دو سپاه را بر عهده بگيرد .
اين دو سپاه هر كدام به راه خود رفتند . على عليه السلام با سپاه خود به راه افتاد و دور شد . پس از اندك زمانى ، تعدادى را اسير كرد و از ميان اسرا كنيزى را براى خود انتخاب نمود .
بريده مىگويد : من از دشمنان سرسخت على بودم ، در اين هنگام مردى به نزد خالد بن وليد آمد و به او خبر داد كه على از ميان خمس غنايم ، كنيزى را برگرفته است .
خالد گفت : اين چه كارى است ؟
سپس مرد ديگرى آمد ، و به اين ترتيب اخبار مربوط به اقدام على عليه السلام ، يكى پس از ديگرى به خالد رسيد .
خالد مرا فراخواند و گفت : بريده ! حال كه از ماجرا باخبر شدهاى نامه مرا به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله برسان .
او پس از نوشتن نامه ، آن را به من داد و من به راه افتادم تا آن كه نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله رسيدم . آن حضرت نامه را با دست چپ
داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على 'ع'" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى) " — صفحة 28
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٨