موارد اختلافى آورده و تضعيف او را در نقل روايت از ابن فلّاس نقل كرده است .
يحيى بن معين نيز او را ضعيف مىدانسته و از ابوداوود نقل كرده كه : « اگر پاكى و راستى او نبود ، حديثهايش به كنار نهاده مىشد » . « 1 » ولى ابن حجر در ميزان الاعتدال گفته است : فلّاس او را دروغپرداز دانسته است و از دورقى نقل كرده است كه « نزد ابن معين بوديم ، سخن از بندار به ميان آمد ، ديدم كه يحيى به حديثهاى او ارزشى نمىنهد و او را ضعيف مىداند » .
و نيز گفته است : قواريرى را ديدم كه او را نمىپسندد ، و او كبوترباز بود ! « 2 »
سخن منصفانه
آن چه بررسى شد وضع و حال بيشتر سندهاى روايت طاووس از ابن عباس بود و انصاف اين است كه اين روايت حجيّت ندارد تا چه رسد به اين كه با روايتهاى صحيح و درست معارضه كند .
افزون بر اين كه سخن حاكم نيشابورى در كتاب تفسير ، صراحت
هامش
( 1 ) . مقدمه فتح البارى : 437 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 490 .