مصلحت آن است كه يزيد را به جانشينى خود معرّفى كنى . . . .
سركرده اين گروه عروة پسر مغيرة بن شعبه بود .
فردى به او گفت : پدر تو دين اين گروه را به چه مبلغى خريد ؟
عروة پاسخ داد : سى هزار درهم .
گفت : عجب ! دين آنان خيلى ارزان بود ! « 1 » عبداللَّه بن عمر و سكوت او
تنها كسى كه همراهى او فوايد فراوانى براى يزيد و معاويه و از طرفى ضررهاى بسيارى براى اسلام و جامعهء مسلمانان داشته ، عبداللَّه بن عمر است .
او نيز از مخالفان طرف ولايت عهدى يزيد بوده كه با گرفتن پول سكوت كرد و سكوت او آثار فراوانى داشت ؛ چرا كه عبداللَّه به ظاهر مردى مقدّس بود و براى جامعهء آن روز و مردم آن ديار الگو و نمونه بود و افزون بر آن ، به خاطر پدرش ( عمر بن خطاب ) نيز به او احترام مىگزاردند . او براى سكوت خود ، صد هزار درهم گرفت و تا آخرين لحظه با سكوتش ، طرح و برنامهء معاويه را تأييد كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة دمشق : 40 / 298 ، الكامل في التاريخ : 3 / 350 .
( 2 ) . فتح البارى : 13 / 60 .