منع كردند .
در اين روايت امر ديگرى مطرح نشده است و درباره ازدواج موقّت با زنان ، سخن به ميان نيامده است . « 1 » همان گونه كه روشن است همه اين روايات به يك سند و در يك موضوع از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است . اگر كسى بگويد :
همهء اين روايات نزد آنها معتبر نيست و برخى معتبر است ؛ ( تا تعارض حل شود ) ؛
پاسخ مىدهيم : روايت نخست را همه معتبر دانسته و در تحقيقات و مطالعههاى خود به آن استناد كردهاند .
درباره روايت دوم نيز بايد گفت كه آن را نسائى در كتاب خود - كه از كتابهاى صحاح به شمار مىآيد - نقل كرده است .
روايت چهارم را نيز طبرانى نقل كرده است . هيثمى نيز آن را در كتابش ذكر كرده وافزوده است : راويان اين حديث ، معتبر هستند . « 2 » روايت سوم را نَوَوى آورده ، سپس به نقل از قاضى عياض مىنويسد :
هيچ كسى در اين امر از او تبعيت نكرده و اين كار خطايى از اوست . « 3 »
هامش
( 1 ) . عمده القارى : 17 / 247
( 2 ) . مجمع الزوائد : 4 / 487 ، كتاب نكاح ، باب « نكاح المتعه » ، حديث 7391 .
( 3 ) . المنهاج ، شرح صحيح مسلم : 9 / 154