براى اداى شهادت ، حاضر شد ، عمر بن خطّاب به او فهماند كه به گونهاى غير صريح و در لفّافه ، شهادت دهد تا مبادا مغيره در اثر مجازات ، خوار گردد .
آن گاه عمر دربارهء مشاهدات زياد از وى پرسيد : آيا ديدى كه مغيره داخل و خارج مىكرد همان گونه كه ميل را در سرمه دان ، داخل و خارج مىكنند ؟
زياد گفت : نه .
عمر گفت : اللَّه اكبر ، اى مغيره ! برخيز و شهود را حد بزن .
در اين هنگام ، مغيره برخاست و هر سه شاهد را حد زد . « 1 »
شراب فروشى سمرة بن جندب
سمرة بن جندب در زمان عمر بن خطّاب به شراب فروشى پرداخت و عمر پس از شنيدن اين خبر گفت : خداوند فلانى را هلاك كند . . . . « 2 »
هامش
( 1 ) . وفيات الأعيان : 6 / 364 ، تاريخ الطبرى : 3 / 168 - 170 ، البداية والنهايه : 7 / 93 و 94 . همان گونه كه پيداست اين داستان از دو جهت با متون شرعى و احكام ضرورى اسلام ، تعارض دارد
( 2 ) . صحيح بخارى : 2 / 774 و 775 كتاب البيوع ، باب لايذاب شحم الميته ، حديث 2110 و ديگر كتابها