سوم آن كه شما گفتهايد : « اين حديث را در آغاز كتاب الاعتصام بالسنة ، روايت كرده است » .
از ظاهر عبارت شما برمىآيد كه منظورتان ، بخارى و حديث عرباض بن ساريه است ، امّا ما چنين حديثى را در كتاب ايشان نيافتيم .
چهارم آن كه شما گفتهايد : « سه نفر از عبدالرحمان بن عمرو در روايت وى از قول عرباض بن ساريه ، پيروى كردهاند » . اما بايد گفت :
خود شما سومين نفر از اينان را ترك كردهايد ؛ چرا كه نقل روايت از طريق وى را خارج از شرط و مبناى كتاب خود ، دانستهايد .
نفر دوم نيز عرباض بن ساريه را ملاقات نكرده است ، پس چگونه مىتواند از قول او نقل روايت كند ؟ !
در مورد نفر اول هم بايد گفت كه تنها ابوداوود به نقل روايات او پرداخته است و ابن قطّان مىگويد : او فرد شناخته شدهاى نيست .
آن چه گذشت نتيجهء تلاش حاكم نيشابورى در تصحيح اين حديث بود و اين است شأن حديثى كه اثبات صحّت آن را از والدينش ، فرزندش و همهء مردم ، دوستتر مىداشت ( ! ! )
از همين جا مىتوان شأن حاكم نيشابورى و المستدرك على الصحيحين و تصحيحات وى را دريافت و حق را به كسانى داد كه مىگويند : « حاكم نيشابورى ، سهل انگار بوده و به ثبت و ضبط احاديث
سنت پيامبر يا سنت خلفاء؟ (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٦٨