او نهى مىنمود و هيچ روايتى را از او نقل نمىكرد . « 1 » اوزاعى دربارهء او به بدى سخن مىگفت و او را هجو مىكرد . « 2 » ابن مبارك نيز در اين زمينه با اوزاعى هم عقيده بود . « 3 » يحيى بن قطّان مىگويد : « هر گاه ثور ، حديثى را از قول فردى كه نمىشناختم نقل مىكرد به او مىگفتم : تو بزرگترى يا آن فرد ؟ ! اگر مىگفت : او از من بزرگتر است ، حديثش را مىنوشتم ، اما اگر مىگفت :
او از من كوچكتر است ، حديثش را نمىنوشتم » . « 4 »
عمرو بن ابى سلمه دمشقى « 5 »
بنا به روايت حاكم نيشابورى يكى از راويان اين حديث ، « عمرو بن ابى سلمه دمشقى » از عبداللَّه بن علاء است . عمرو در « تنّيس » اقامت داشت .
ساجى و ابن معين ، عمرو بن ابى سلمه را از نظر نقل حديث ضعيف دانستهاند .
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 2 / 32
( 2 ) . تاريخ مدينة دمشق : 11 / 236 ، تهذيب الكمال : 4 / 425
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 2 / 32
( 4 ) . همان : 2 / 32
( 5 ) . تاريخ مدينة دمشق : 49 / 45