به نقل و ترويج آن پرداختهاند ! بيشتر راويان اين حديث از مردم شهر « حمص » هستند كه در آن زمان ، ياران معاويه و دشمنترين دشمنان امير مؤمنان على عليه السلام را در خود جاى داده بود . « 1 » بنابراين جهت و به ويژه همراه ساختن آن با بررسى متن حديث ، هيچ اعتمادى به صدور اين حديث از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله نمىماند و اين حديث بىاعتبار مىشود ؛ چرا كه چگونه مىتوان به حديثى اطمينان كرد كه به صورت سلسلهوار از زبان مردم حمص ، نقل شده است و ديگر راويان و حاملان حديث از آن اطّلاعى ندارند ؟ !
و از طرفى قاطبهء شاميان ، براى تحكيم قدرت معاويه يا كاستن از شأن مخالفان او ، از جعل حديث و تزوير ابايى نداشتهاند .
نكته چهارم . اين حديث از احاديثى است كه بخارى ، مسلم ، همچنين نسائى از نگارندگان كتابهاى سنن ، از آن روى گرداندهاند . . .
و از طرفى شيوه چندين تن از علما و دانشمندان بزرگ اهل سنّت اين است كه در صورت روى گرداندن بخارى و مسلم از يك روايت ، آنها نيز آن روايت را بىاعتبار مىشمارند ؛ اگرچه صاحبان كتابهاى سنن به نقل اين گونه روايات و توجه به آنها اتفاق نظر داشته باشند .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به سخنان ياقوت حموى پيرامون اهالى حمص در معجم البلدان : 2 / 349