از قاضى ابواحمد بن محمد ، از احمد بن حسن بن عبدالملك ، از على بن جميل روايت كرده است .
ختلى در كتاب الديباج مىنويسد : قاسم بن ابى على كوفى ، از عبدالعزيز بن عمرو خراسانى ، از جرير رازى ، از ليث ، از مجاهد ، از ابن عباس ، اين روايت را به صورت مرفوع نقل كرده است .
ذهبى در الميزان مىنويسد : عبدالعزيز فرد ناشناختهاى است و اين حديث باطل است . پس همين ، آفت اين حديث است .
ابن عدى مىگويد : احمد بن عامر برقعيدى ، از معروف بلخى در دمشق ، از جرير ، از ليث ، از مجاهد ، از ابن عبّاس اين روايت را به صورت مرفوع نقل كرده است .
آن گاه ذهبى مىنويسد : اين حديث ، جعلى و ساختگى است . « 1 »
هامش
( 1 ) . اللآلى المصنوعه : 1 / 292 و 293