واقع نوعى قرارداد و پيمان است ، علاوه اين كه در رواياتى ، عقد به عهد كه همان پيمان مؤكّد است ، تفسير شده است ) بايستى بر طبق معاهده وفا كنند .
آيا امامت و خلافت با بيعت محقَّق مىشود ؟
مشروعيّت بيعت با استناد به آيهء كريمه نسبت به قراردادهاى اجتماعى بين مردم و شخصى كه با او بيعت شده است ، اثبات شد ، اكنون با اين دو پرسش مشروعيت آن را توضيح مىدهيم .
آيا نتيجهء اين مشروعيّت ، اولى به تصرّف بودن شخصِ بيعت شده نسبت به بيعتكنندگان را نيز مفيد خواهد بود ؟
از طرفى ، در فرضى كه خود حاكم و شخص بيعت شده با قانونها و قراردادهاى مقرّر بين طرفين مخالفت كند باز هم وفا به اين پيمان براى بيعتكنندگان واجب خواهد بود ؟
طبيعى است كه در اثر ظهور انحراف و تخلّف ، وجوب اطاعت از بين مىرود و اين جاست كه لزوم معصوم بودن شخصِ بيعت شده مطرح مىشود و با لزومِ عصمت ، تلاشهايى كه براى تحقّق بيعت انجام يافته ، اثباتِ امامت خلفا نقش بر آب مىشود .
گفتنى است كه تمام اين بحثها به عنوان مماشات و بر فرض تسليم است ، و گرنه وقتى ثابت شود كه حقّ تعيين خليفه و جانشين