بنابراين ، يا تمام علماى اهل سنّت كه مىدانستهاند اين حديث دروغ و جعلى است و در عين حال آن را در كتابهاى خود نقل كردهاند فاسق مىباشند و يا اين كه تمامى آنان عالم و حديث شناس نبودهاند ( ! ! )
يكى از راويان آن احمد بن حنبل ( پيشواى حنبلىها ) است كه در مسند خود آن را روايت كرده است و علاوه بر وى ، عالمان بسيارى اين حديث را در كتابهاى خود آوردهاند . « 1 » در اين ميان حافظ ابوبكر هيثمى پس از نقل روايت مىگويد :
رجال روايتى كه احمد بن حنبل نقل كرده ، و يكى از دو روايتى كه بزّار نقل نموده همگى رجال صحيح هستند غير از شريك كه او ثقه مىباشد . « 2 » ابن اسحاق ، طبرى ، طَحاوى ، ابن ابى حاتِم ، ابوبكر بن مردويه اصفهانى ، ابونعيم اصفهانى ، ضياء مَقْدِسى و متّقى هندى نيز از جملهء راويان اين حديث هستند .
سيوطى اين حديث را از گروهى نقل مىكند . بيهقى در دلائل النبوّة
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 1 / 159
( 2 ) . مجمع الزوائد : 8 / 302