و يا در سخن ديگرش گفت : « اگر معاذ بن جبل زنده بود به طور حتم او را سرپرست مردم مىكردم » . « 1 » پس بايد ديد چه اتّفاقى رخ داده و چه شده كه فكر شورا به ميان آمده و مطرح شده است ؟
پرواضح است كه مطرح شدن شورا علت و سببى داشته است .
اين علت و سبب را در روايتى كه از صحيح بخارى « 2 » نقل خواهيم كرد مىتوان يافت .
البتّه اين روايت در سيرهء ابن هشام « 3 » ، تاريخ طبرى « 4 » و برخى مصادر ديگر « 5 » نيز با اختلاف در متن ، آمده كه به روشنى نشان مىدهد كه امر خلافت به بازى گرفته شده است .
گفتنى است كه ما در اين پژوهش كوتاه قصد نداريم به اين موضوع بپردازيم و آن چه را كه در عبارات اين روايت دست برده شده بررسى كنيم ؛ بلكه فقط روايت صحيح بخارى را نقل مىكنيم تا آشكار
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 1 / 18 ، الطبقات الكبرى : 3 / 590 ، سير اعلام النبلاء : 1 / 10 و 446 .
( 2 ) . صحيح بخارى : 8 / 25 و 152 .
( 3 ) . سيره ابن هشام : 4 / 1071 .
( 4 ) . تاريخ الطبرى : 2 / 445 .
( 5 ) . مسند احمد : 1 / 54 ، صحيح ابن حبان : 2 / 146 ، تاريخ مدينة دمشق : 30 / 280 .