نيكو راهنمايى كند . من همواره با پيامبر صلى اللَّه عليه وآله بودم .
پيامبر هر روز نشانه تازهاى از اخلاقش برايم آشكار مىنمود و به من فرمان مىداد كه به او اقتدا كنم . هر سال مدّتى را در غار حراء مىگذراند ، تنها من او را مشاهده مىكردم و غير من او را نمىديد .
در آن روزها ، در هيچ خانهاى اسلام راه نيافت مگر خانه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله كه خديجه عليها السلام هم در آن بود و من سومين آنها بودم .
اين فراز را به دقّت بنگر كه حضرتش مىفرمايد :
أرى نور الوحي والرسالة وأشمّ ريح النبوّة ، ولقد سمعت رنّة الشيطان حين نزل الوحي عليه ، فقلت : يا رسول اللَّه ! ما هذه الرنّة ؟
فقال : هذا الشيطان قد أيس من عبادته ؛
من نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم . هنگامى كه بر آن حضرت وحى نازل شد ، من نالهء شيطان را شنيدم ، گفتم : اى رسول خدا ! اين ناله چيست ؟
فرمود : اين شيطان است كه از عبادت خويش مأيوس گرديده است .
نگاهى به حديث منزلت (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٥٩