نقل نكردهاند .
همچنين ابن كثير در تاريخ خود ، در ضمن حديث معاويه و سعد نقل مىكند كه روزى معاويه در نزد جمعى بر على دشنام مىداد !
سعد به او گفت : به خدا سوگند ! اگر من داراى يكى از سه خصوصيّتى كه او دارد بودم ، براى من از آن چه آفتاب بر آن مىتابد دوست داشتنىتر بود . . . .
سپس حديث منزلت را به عنوان يكى از آن سه خصوصيّت ذكر كرد . « 1 » زرندى از حافظان اهل سنّت ، همين حديث را نقل مىكند ؛ امّا نامى از معاويه نمىبرد و مىگويد : يكى از فرمانروايان به سعد گفت :
چه چيز تو را از دشنام به ابوتراب باز مىدارد ؟ « 2 » روشن است كه او خواسته نام معاويه مخفى بماند تا آبروى او و ديگران حفظ شود .
اين قضيه در تاريخ مدينة دمشق ، الصّواعق المحرقه و منابع ديگر چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . البداية والنّهايه : 7 / 340 .
( 2 ) . نظم درر السّمطين : 107 .