ما تاكنون غير از ابن جوزى ، فرد ديگرى را سراغ نداريم كه حديث ثقلين را از نظر سند تضعيف كند ؛ از اين رو جاى هيچ گونه شگفتى نيست كه تضعيف وى مردود است ، به گونهاى كه شمار بسيارى از بزرگان و محقّقان اهل تسنّن بعد از ابن جوزى ، او را در اين كار تخطئه كرده و عملش را مردود دانستهاند .
اكنون فقط به ذكر اسامى معدودى از كسانى كه ابن جوزى را به جهت تضعيف سند حديث ثقلين تخطئه كردهاند اشاره مىكنيم :
1 - سبط ابن جوزى - نوادهء دخترى او - در كتاب تذكرة الخواصّ ؛
2 - حافظ سخاوى در كتاب استجلاب ارتقاء الغرف ؛
3 - حافظ سَمْهودى در كتاب جواهر العقدين ؛
4 - ابن حجر مكّى در كتاب الصّواعق المحرقه ؛
5 - عبدالرّؤوف مَناوى در كتاب فيض القدير ؛ « 1 »
همهء اينان گفتهاند كه ابن جوزى در تضعيف اين حديث خطا كرده است ؛ آن گاه او را در اين رفتار تخطئه كرده و ديگران را از پيروى از روش او بر حذر داشتهاند ، تا جايى كه يكى از بزرگان اهل تسنّن
هامش
( 1 ) ر . ك استجلاب ارتقاء الغرف : 83 ، جواهر العقدين : ق 2 ، 1 / 73 ، الصواعق المحرقه : 231 .