خانههايشان برمىگشتند .
زمانى كه سپاهيان به مدينه رسيدند و براى عرض سلام به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شرفياب شدند ، يكى از آن چهار تن برخاست و چنين عرض كرد : « اى رسول خدا ! آيا نظر نمىفرماييد كه على از غنايم كنيزى برداشته است » ؟
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از او روى برگرداند . پس از آن دومين نفر از آن چهار تن و آن گاه سومى برخاست و همان گونه گفت . حضرت در هر بارى ، روى مبارك خويش را از اعتراض كننده برمىگرداند تا اين كه نوبت به شخص چهارم رسيد . پس از گفتار وى ، رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در حالى كه آثار خشم از چهرهء نازنينش هويدا بود ، فرمود :
ما تريدون من علي ؟ ما تريدون من علي ؟ عليّ منّي وأنا من علي ، وعليّ وليّ كلّ مؤمن بعدي .
از على چه مىخواهيد ؟ از على چه مىخواهيد ؟ على از من است و من از على هستم ، على سرپرست هر مؤمنى است بعد از من .
اين روايت به سان كنز العمّال در كتاب المصنَّف نيز آمده و به همين سان ، طبرى نيز از عمران بن حصين روايت كرده است .
البته اين روايت با همين متن در مسند احمد بن حنبل نيز آمده است . وى بخش پايانى روايت را اين گونه نقل كرده است :
نگاهى به حديث ولايت (فارسى) — صفحة 27
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٧