فاطمه عليها السلام گفت :
فمالي لا أرث أبي ؟
پس چرا من از پدرم ارث نمىبرم ؟
حلبى مىنويسد : ابوبكر نامه فدك را برايش نوشت ، در اين هنگام عمر وارد شد و پرسيد : اين چيست ؟
ابوبكر پاسخ داد : نامهاى براى فاطمه دربارهء ارث پدرش نوشتهام ؟
عمر گفت : براى مسلمانان چه خواهى داد ؟ مگر نمىدانى كه عرب عليه تو قيام كرده است ؟ « 1 » آن گاه عمر نامه را گرفت و آن را پاره كرد ( ! ! )
اين قضيّه را بُخارى و مسلم نيز از عايشه نقل كردهاند . عبارت بُخارى چنين است : عايشه گويد :
إنّ فاطمة عليها السلام بنت النبي صلى اللَّه عليه وآله أرسلت إلى أبي بكر تسأله ميراثها من رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله ، ممّا أفاء اللَّه عليه بالمدينة وفدك و ما بقي عن خمس خيبر ، فقال أبوبكر : إنّ رسول اللَّه قال : « لا نورث ما تركناه صدقة » ، إنّما يأكل آل محمّد في هذا المال ،
هامش
( 1 ) سيرهء حلبيه : 3 / 488 .