و مىتوان به آن احتجاج كرد . پس چرا علماى شيعه علىرغم شهرت اين حديث از آن چشم پوشى مىكنند ؟
و شگفتتر آن كه اين حديث در نزد شيعه به حدّى از صحّت رسيده كه خمينى در كتاب خود حكومت اسلامى براى جواز ولايت فقيه بدان استناد كرده است .
پس چرا به حديثى كه انتساب آن به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله صحيح است توجّه نمىشود با آن كه ما اتّفاق نظر داريم كه با وجود نص ، اجتهاد جايى ندارد ؟
و چرا از اين حديث در بحث ولايت فقيه بهره گرفته مىشود ، امّا در مسئله فدك واگذاشته مىشود ؟
پس آيا در اين قضيّه خوش آمدن دل ( مزاج ) قضاوت نمىكند ؟ » .
پاسخ به اشكال
ما در پاسخ اين پرسش مىگوييم :
ما به اين حديث عمل مىنماييم و با بودن نص ، اجتهاد نمىكنيم و در قضيّه فدك آن را وا نمىگذاريم ، ولى نگارندهء نامه به معناى روايت نرسيده و به كلمات علماى شيعه دربارهء آن توجّه نكرده است .
وى گمان كرده كه معناى اين حديث مضمون همان حديثى است