و نمىتوان به آن احتجاج كرد .
ابو نعيم نيز دربارهء او اينگونه سخن گفته است : صالح از نظر نقل حديث متروك است و احاديث منكرى را روايت مىكند .
سند روايت در السنن الكبرى بيهقى
اين روايت در السنن الكبرى بيهقى نيز با دو سند نقل شده است .
يكى از طريق ابن عبّاس و ديگرى از طريق ابو هريره . در سلسله سند نخستين ابن ابى اويس است و در دومى صالح بن موسى طلحى . وضعيت هر دو راوى نيز در بررسى سند روايت المستدرك حاكم روشن شد .
سند روايت در التمهيد
ابن عبدالبرّ نيز اين روايت را در التمهيد آورده است ؛ در سند آن افراد بسيارى كه لازم است مورد جرح و نقد قرار گيرند وجود دارد ولى بررسى شرح حال كثير بن عبداللَّه كافى است . همو كه ابن عبدالبرّ روايت مرسل را از طريق او به صورت متّصل نقل كرده است .
اكنون شرح حال او را به نقل از ابن حجر عسقلانى بررسى مىكنيم « 1 » :
ابو طالب نقل مىكند كه احمد در مورد كثير بن عبداللَّه مىگويد :
هامش
( 1 ) تهذيب التهذيب : 8 / 377 .