راوى اين خطابه ابن اسحاق است . به نظر اكثر علماى بزرگ و رجالشناسان ، ابن اسحاق فرد مقدوح و مجروحى بوده كه مورد نقد و تضعيف قرار گرفته است . وى به تدليس ( فريبكارى در حديث ) و به قَدَرى بودن و تشيّع متّهم است . تعداد بسيارى از علما از جمله : سليمان تيمى ، يحيى قطّان ، وهب بن خالد و مالك بن انس در مورد ابن اسحاق گفتهاند كه او فرد بسيار دروغگويى است « 1 » .
سند روايت در المستدرك
همانگونه كه پيشتر گفته شد ، اين روايت در المستدرك حاكم نيز آمده است . در اين كتاب روايت از دو طريق نقل شده است :
1 - طريق ابن عباس
مدار روايت حاكم از ابن عباس بر « اسماعيل بن ابى اويس » است .
بنا بر اين ما فقط به بررسى ابن ابى اويس ، اكتفا مىكنيم . او پسر خواهر مالك و خويشاوند اوست . گروهى از پيشوايان « جرح و تعديل » « 2 »
هامش
( 1 ) شرح حالش را در كتابهاى رجالى بنگريد . همچنين براى آگاهى بيشتر از شرح حال ابن اسحاق مىتوانيد به مطالبى مراجعه كنيد كه حافظ ابن سيّد الناس ( متوفاى سال 734 ) در مقدمه سيرهء خود به نام عيون الاثر در مورد او نگاشته است .
( 2 ) جرح و تعديل شاخهاى است از علم رجال : جرح به معناى تضعيف كردن و تعديلبه معناى عادل دانستن .