داورى با سوگند
فرض مىكنيم كه ابوبكر مىتواند در ملكيّت حضرت زهرا عليها السلام ترديد كند و فرض مىكنيم كه به گواهى على عليه السلام نيز شك كند ؛ چرا از فاطمه عليها السلام نمىخواهد كه سوگند ياد كند تا سوگند او در كنار شهادت على عليه السلام قرار گيرد و مطلب تمام شود ؟
اين در حالى است كه ما مىدانيم رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله بارها به شاهد و سوگند قضاوت كرده است . چنان كه در صحيح ابو داوود « 1 » و صحيح مُسلم « 2 » روايت شده است ؛ بلكه قضاوت به شاهد و سوگند را جبرئيل براى پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه وآله آورده است و اين نوع قضاوت ، در كتابُ الخلافهء كنز العمّال موجود است .
صاحب المواقف و شارح آن ، در توجيه رفتار ابوبكر مىگويند :
« لعلّه لم ير الحكم بشاهد و يمين » « 3 » « شايد ابوبكر حكم شاهد و قَسَم را قبول نداشت » .
در پاسخ مىگوييم : اگر چنين باشد ، پس بايد خود ابوبكر سوگند ياد مىكرد ؛ پس چرا سوگند ياد نكرد ؟ و حال آن كه فاطمه عليها السلام
هامش
( 1 ) صحيح ابى داوود : 3 / 419 .
( 2 ) صحيح مُسلم : 5 / 128 .
( 3 ) شرح المواقف : 8 / 356 .