أجهش باكياً .
قلت : يا رسول اللَّه ! ما يبكيك ؟
قال : ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلّامن بعدي .
قال : قلت : يا رسول اللَّه ! في سلامة من ديني ؟
قال : في سلامة من دينك »
« روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله دست مرا گرفت و با هم در برخى از كوچههاى مدينه راه مىرفتيم ، تا به باغى رسيديم ؛ من گفتم : اى رسول خدا ! چه باغ زيبايى !
رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله فرمود : تو در بهشت ، باغى زيباتر از اين دارى .
سپس به باغ ديگرى برخورديم ، من گفتم : اى رسول خدا ! چه باغ زيبايى !
رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله فرمود : تو در بهشت ، باغى زيباتر از اين دارى .
تا به هفت باغ گذر كرديم كه من مىگفتم : چه باغ زيبايى ! و رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله مىفرمود : تو در بهشت ، باغى زيباتر از اين دارى . هنگامى كه راه خلوت شد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله مرا در آغوش خود كشيد و گريست ؛ گفتم : اى رسول خدا ! براى
مظلوميت برترين بانو (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٤٨