ألم تكتبوا إليَّ ؟ « 1 »
آيا شما براى من نامه ننوشتيد ؟
بنا بر نقلى به شبث بن ربعى دستور داده شد كه سر مبارك آن حضرت را از تن جدا كند . وى در پاسخ گفت :
أنا بايعته ثمّ غدرت به ثم أنزل فاحتز رأسه ؟ لا واللَّه لا أفعل ؛ « 2 » من با او بيعت كردم ؛ سپس به او خيانت كنم . حال به من دستور مىدهيد كه سرش را هم جدا كنم ؟ من اين كار را نمىكنم .
عمرو بن حجّاج زبيدى ؛ پدر همسر هانى بن عروه است . او از سران لشكر عمر سعد بود كه در كربلا شط فرات را محاصره نمود و از رسيدن آب به خيمههاى سيّدالشهداء عليه السلام جلوگيرى كرد . « 3 » عمر بن سعد ، عزرة بن قيس را احضار نمود و به او فرمان داد تا به نمايندگى پيامى را به امام حسين عليه السلام برساند .
وى در پاسخ گفت : من براى او نامه نوشتم و امضا كردم و با اين حال ، توان ديدن و رو به رو شدن با او را ندارم . « 4 »
گروههاى نويسنده دعوتنامه به امام حسين
با عنايت به آنچه گفته شد ، كسانى كه براى سيّدالشهداء عليه السلام نامه نوشتهاند سه دسته بودهاند :
هامش
( 1 ) . الإرشاد : 2 / 98 ؛ تاريخ الطبري : 4 / 323 ؛ البداية والنهايه : 8 / 194 .
( 2 ) . الدرّ النظيم : 551 .
( 3 ) . تاريخ الطبري : 4 / 312 .
( 4 ) . همان : 4 / 310 ؛ الإرشاد : 2 / 84 .