از اين روست كه وقتى در جنگ جمل آن شخص خدمت امير مؤمنان على عليه السلام آمد عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! من در شك افتادم ؛ در يك طرف طلحه ، زبير ، عايشه و بزرگان اصحاب قرار دارند و در طرف ديگر شما و اصحابتان هستيد . حق كجاست من متردد شدهام ؟
حضرت فرمودند :
اعرف الحق تعرف أهله ؛ « 1 »
تو اول حق را پيدا كن و حق را ميزان براى اشخاص قرار بده و آن گاه اهل حق را خواهى شناخت .
حضرت در روايت ديگرى مىفرمايند :
اعرف الرجال بالحق لَا الحق بالرجال ؛ « 2 »
افراد را با ترازوى حقّ بشناس نه اين كه حقّ را با نگاه به افراد بشناسى .
هيچ گاه نبايد گفت : چون فلانى اين كار را انجام داد ، پس اين كار درست است ، فلانى آدم درستى است كه كار درستى انجام داد .
نه ، حق ، دائر مدار اشخاص نيست ؛ بلكه اشخاص و ارزش آنها دائر مدار حق هستند . ما نبايد به اشخاص به جهت صِرف شخصيت آنها احترام بكنيم .
از خصوصيات ديگر حق اين است كه هرگز احساس تنهايى و ضعف نمىكند .
اگر همه اهل عالم از حق اعراض كنند ، هيچ تأثيرى بر حق ندارد ، براى او اصلًا مهم نيست كه تمام مردم به طرف او بيايند يا نه .
البته اگر در كنار حق نباشند ، غصه مىخورد ، امّا در حقّانيت او تأثيرى ندارد ،
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 238 و 239 و 274 ، فيض القدير : 1 / 272 و 4 / 23 ، شماره 4409 ، تفسير الكشاف : 4 / 5 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 210
( 2 ) . الحدائق الناضره : 25 / 294