اينها كسانى بودند كه خوب قرآن مىخواندند ، عبادت مىكردند و نمازهاى با خضوع و خشوع به جا مىآورند .
در روايتى آمده است : روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله در جمع اصحاب در مسجد نشسته بودند ، در اين حال شخصى وارد شد و به آنها سلام نكرد و گذشت و آن طرف مسجد به نماز ايستاد . حضرت فرمودند : چه كسى بلند مىشود او را به قتل برساند ؟
ابوبكر گفت : من اى رسول خدا !
وقتى دست به شمشير برد ، ديد كه آن مرد مشغول نماز است ؛ چه نماز با خشوعى ! گفت : عجب ، كسى كه چنين نماز مىخواند من او را به قتل برسانم ؟ آن گاه برگشت .
دوباره پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : چه كسى مىرود اين شخص را به قتل برساند ؟ !
عمر گفت : من اى رسول خدا !
او چون اولى رفت و ديد نماز مىخواند و او را به قتل نرساند .
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله براى بار سوم فرمودند : چه كسى او را به قتل مىرساند ؟
امير مؤمنان على عليه السلام فرمودند : من اى رسول خدا !
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله فرمودند :
أنت إن أدركته ؛
اين كار توست به شرطى كه او را پيدا كنى .
وقتى حضرت على عليه السلام رفت ، او رفته بود .
حضرت فرمودند :
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى) — صفحة 310
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٣١٠