به آن اخذ شده ، لذا به حضرت رسول خطاب شده :
« قُلْ هذِهِ سَبيلي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ » ؛ « 1 »
( اى پيامبر ! ) بگو : راه من اين است كه همهء مردم را به سوى خدا ( يكتاپرستى ) دعوت كنم .
در آيهء ديگر مىفرمايد :
« قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبّي وَلا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا » ؛ « 2 »
( اى پيامبر ! ) بگو : من تنها پروردگارم را مىخوانم و هيچ كس را شريك او قرار نمىدهم .
در آيهاى ديگر مىخوانيم :
« تَدْعُونَني لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزيزِ الْغَفَّارِ » ؛ « 3 »
شما مرا دعوت مىكنيد كه به پروردگارم كافر شوم ، و شريكى كه به آن آگاهى ندارم براى او قرار دهم ، و حال آن كه من شما را به سوى خداوند نيرومند و بسيار آمرزنده دعوت مىكنم .
روشن است كه اين دعوت و فراخوانى لوازمى دارد كه به مواردى از آنها اشاره مىنماييم .
1 . اينهايى كه به سوى خداوند متعال آن گونه كه با خدا ميثاق بستهاند دعوت مىكنند ، نخست بايد خودشان به آن چه ديگران را دعوت مىكنند عامل باشند .
اين مفاد همهء آياتى است كه خوانديم ؛ بلكه در آيهاى به صراحت به
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ( 12 ) : آيه 108
( 2 ) . سوره جنّ ( 72 ) : آيه 20
( 3 ) . سوره غافر ( 40 ) : آيه 42