به اميرالمؤمنين عليه السلام نشان مىدهند . منافقانى كه روز عاشورا در صحراى كربلا حضرت سيدالشهدا صلوات اللَّه عليه را تنها به جرم فرزند على بودن به شهادت رساندند و در پاسخ حضرتش كه دربارهء علت دشمنى و جنگ آنان با خود سؤال كرده بود ، گفتند :
« نقاتلك بغضاً منّا لأبيك » ؛ « 1 » تو را به خاطر بغضى كه از پدرت داريم شهيد مىكنيم ! آيا دشمنى با اميرالمؤمنين عليه السلام و اولاد ايشان جز كفر و نفاق دليل ديگرى دارد ؟
دشمنى با كسانى كه محبوبترين افراد نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم بودند و پيامبر آنان ر ا اهل بيت خود معرفى فرمودند ، چه دليلى جز حقد ، كينه و نفاق دارد ؟
بايد توجه داشت كه اين همه فضليت در چنين شرايطى به ما رسيده است ! امّا واقعاً با وجود اين همه حق گريزى و حق ستيزى چه ميزان از حقايق به دست ما رسيده است ؟ ! از صدر اسلام تاكنون افرادى همچون ابن كثير و بلكه حق ستيزتر و متعصبتر از او فراوان بودهاند . آيا مىتوان به گفتار افرادى هم چون ابن كثير كه دربارهء تك تك ادلّه و نصوص متعلّق به اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير اهل بيت عليهم السلام تشكيك مىكنند ، اعتنا كرد ؟ آنانى كه پس از نقل روايات فراوان كه بيانگر نزول آيه تطهير دربارهء اميرالمؤمنين عليه السلام و همسر و فرزندان ايشان عليهم السلام هستند ، باز هم مصداق اهل بيت را اعم مىدانند !
ابن كثير همان روايت سابق را اين بار به نقل از طبرى اين چنين آورده است :
4 - وقد رواه أبو جعفر بن جرير عن عبدالكريم بن أبي عمير عن الوليد ابن مسلم . عن أبي عمرو الأوزاعي بسنده نحوه . زاد في آخره قال واثلة رضي اللَّه عنه : فقلت : و أنا - يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليك - من أهلك ؟
هامش
( 1 ) . ينابيع المودّة : 3 / 80 .