تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩

« بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ - نه ، شما گناهكار بوديد . » اين گونه‌اى از شماتت است به انسان از سوى كسى كه مىپنداشت او را از رنج و عذابى كه دوزخيان تحمل مىكنند رهايى مىبخشد . اگر همهء مردم به اين حقيقت پى ببرند اساس ستم در جوامع بشرى فرو مىريزد . / 474 جامعه‌اى است كه قدرتمندان در آن بلندى جسته‌اند و به زندگى فسادآميز خود خوگر شده‌اند و زبون شدگان نيز با اين پندار كه آنان بار مسئوليت از دوششان برخواهند داشت ، در پى آنها افتاده‌اند ، و آنان را از جرائمى كه در حق بعضىشان مرتكب مىشوند تبرئه مىكنند و مىگويند : المأمور معذور . آيا خدا مستضعفان را به پيروى از مستكبران فرمان داده ، يا خدا آنها را مستضعف و اينان را مستكبر آفريده است . نه خدا همه را آزاد آفريده ولى بعضى آزاديشان را بندهء بعضى ديگر كرده‌اند و آنها را به برترىجويى ترغيب نموده‌اند . [ 33 ] يكى از نشانه‌هاى طرز فكر توجيه‌گر و بهانه‌آور اعتقاد به زمان است اينان معتقدند كه زمان بر آنان نوعى رفتار را تحميل مىكند و او را مورد ملامت قرار مىدهند . « وَ قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً - زبون‌شدگان به قدرتمندان گويند : نه ، شما شب و روز حيلت مىكرديد ، آن گاه ما را فرمان مىداديد كه به خداى يكتا كافر شويم و براى او همتايانى قرار دهيم . » كفر به خدا ضرورة به معنى نفى وجود او نيست تا حدى كه با امر رسالتها به معارضه برخيزد . بلكه پيروى از هواى نفس يا متابعت از اشخاص يا قوانين موضوعه نيز هست . و به همين سبب است كه انسان در روز قيامت از آنها تبرى مىجويد و اقرار مىكند كه آن كسان و چيزها كه همتاى خدا مىپنداشت نه سودى به او رسانند و نه زيانى بلكه آن كه مالك سود و زيان اوست خداست و بس . « وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ - چون عذاب را ببينند در دل پشيمانى كنند . »