البته به جز اشكالات مطرح شده ، گاهى سؤالات بىارزش و جاهلانهاى نيز مطرح مىگردد . اين سؤالات در حقيقت اعتراض به خدا و رسول اوست .
اما حقيقتى كه حتى در ميان غبار ناشى از عداوت مخالفان به روشنى نمايان است تا آن جا كه شيعه براى اثبات مدعاى خويش ، از استناد به منابع و متون خود بىنياز است و صرفاً با ارجاع اهل سنّت به منابع و مصادرشان ، بر آنان استدلال و احتجاج مىكند :
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » ؛ « 1 »
تا آن كس كه هلاك شدنى است پس از اتمام حجت هلاك شود ؛ و هر آن كس كه شايسته حيات ابدى است ، با اتمام حجّت به حيات ابدى دست يابد .
بنابراين اگر اهل تسنّن به درستىِ روايات و تفاسيرِ محدّثان و مفسّران خود ملتزم باشند ، چارهاى جز تسليم و پذيرش ولايت و امامت بلافصل اميرالمؤمنين را نخواهند داشت . وظيفهء ما نيز چيزى جز ابلاغ حقيقت نيست و هر آن چه شرط بلاغ بود گفتيم ، با اين حال اگر باز هم سؤال و شبههاى باشد ، براى پاسخگويى و بحث حاضريم و هدايت به دست خداوند است چنان كه به رسول خويش فرمود :
« إِنَّكَ لاتَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّه يَهْدي مَنْ يَشاءُ » ؛ « 2 »
همانا تو هر كه را دوست مىدارى هدايت مىكنى و ليكن خداوند هر كه را بخواهد ، هدايت مىكند .
و نيز فرمود :
« إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ » ؛ « 3 »
وظيفهء تو چيزى جز تبليغ نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء انفال : آيه 42 .
( 2 ) . سورهء قصص : آيه 56 .
( 3 ) . سورهء شورى : آيه 48 .