معنوى « 1 » است ، « 2 » يعنى هر چند واژهء « ولى » در هنگام استعمال بر مصاديق متعددى اطلاق شده ، اما در همهء موارد معنا واحد است و آن معناى واحد « اولويت در تصرف » است . به عنوان مثال « ولى » در مفاهيمى همچون : « ام » ، « عم » ، « جار » ، « ناصر » ، « محبّ » و . . . به كار رفته است ، اما در همهء اين موارد جهت اولويت در تصرف لحاظ شده است .
بنابراين معناى « ولى » در آيهء شريفه ولايت نيز اولى به تصرف است ؛ يعنى تنها خدا و رسولش و « الذين آمنوا » نسبت به ديگران اولى به تصرف هستند . چنان كه در آيات ديگر نيز « ولى » به معناى « اولى » به كار رفته است . « 3 » اما چنان چه از موضع خود تنزل كنيم و فرضاً بپذيريم كه وضع واژهء « ولى » به نحو مشترك لفظى « 4 » است ، يعنى در هر يك از مصاديق تنها لفظ اشتراك دارد و معانى
هامش
( 1 ) . واژهاى كه داراى يك معنا ، ولى داراى مصاديق متعدد است ؛ مانند واژه انسان كه براى عموم وضع شدهو شامل مصاديقى همچون على ، حسن ، زينب و . . . مىباشد .
( 2 ) . ابن هشام نيز مىگويد ، اصل عدم اشتراك لفظى است . وى مىنويسد :
« أما قول الجماعة فبعيد من جهات : إحداها اقتضاؤه الاشتراك والأصل عدمه لما فيه من الإلباس حتى إن قوماً نفوه » . مغنى اللبيب : 2 / 607 .
( 3 ) . مثلًا در آيهء 6 سورهء احزاب : « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ، ولايت پيامبر اكرم با تعبير « أولى بالمؤمنين » مطرح شده است .
در آيهء 5 سورهء حديد : « مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ » نيز معناى « اولويت به تصرّف » بسيار روشن است .
( 4 ) . يعنى واژهاى با معانى متعدد ، به مانند واژه « عين » كه براى 70 معنى وضع شده است .