ولفظه : قال عمر بلغني أن الزبير قال لو قد مات عمر بايعنا عليّاً . الحديث .
فهذا أصح ؛ « 1 »
قائل و ناقل اين سخن نام برده نشده است ، اما من در كتاب الانساب بلاذرى به اسناد قوى از روايت هشام بن يوسف ، از معمر از زهرى با اسناد مذكور در اصل صحيح بخارى و به همان لفظ يافتم كه عمر گفت : به من رسيده كه زبير گفته است اگر عمر بميرد ما با على بيعت خواهيم كرد . پس اين صحيحترين قول است .
ابن حجر اين حديث را با همان سند و با همان الفاظى كه در كتاب بخارى آمده است از بلاذرى و وى از زهرى نقل مىكند ، اما على رغم اين كه به قوت سند آن اذعان دارد ، اما اين حديث را در شرح حديث بخارى نياورده است ، بلكه در مقدمه كتاب خود آن را مطرح كرده است . بنابراين بخارى على رغم اطلاع از نام قائل و نام شخصى را كه قصد بيعت با او را داشته ، از ذكر نام او خوددارى كرده است تا مسئله مبهم بماند و ابن حجر نيز در شرح روايت بخارى مسئله را مسكوت گذاشته تا حقيقت همچنان در پرده ابهام باقى بماند !
اهل تسنّن ، زبير را حوارى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مىدانند و معتقدند كه شخص رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله چنين لقبى را به او داده است . همچنين از نظر اهل تسنّن زبير از اهل حل و عقد و جزء ده نفرى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله به هنگام رحلت از ايشان راضى بوده است . همچنين زبير از اعضاى شوراى شش نفرهاى بود كه عمر براى تعيين جانشين خود تشكيل داد .
بعلاوه او پسر عمه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بوده و به همين جهت نزد اهل سنّت داراى شخصيت بالا و مقبول است ، از اين رو اعتراض وى به خلافت
هامش
( 1 ) . مقدمة فتح الباري : 337 .